مروری بر هنر اردشیر محصص  ( 1)

 
 

 آرت ریویو ، نیویورک تایمز -  30 May 2008

 

زندگی در ایران ؛ بد گمانی و فکاهی به روایت تصویر

 

از: کارن رزنبرگ 

برگردان: داراب شباهنگ

 

چند دهه پیش از آن که مرجان ساتراپی اولین برگ طرح های کتاب برگزیده  "پرسپولیس" خاطرات مصور فکاهی­اش را به تصویر درآورد، هنرمند طنز پرداز 69 ساله ایرانی "اردشیر محصص" آثار سفید و سیاهی با ترکیبی از بذله و گزارش­گری پدید می­آورد که او را در میان روشنفکران و هنرمندان کشورش به چهره ای برجسته تبدیل کرده بود. اردشیر محصص در این آثار با اشارت پر معنی به مینیاتور ایرانی، هنرمندان غربی همچون گویا و صحنه های تاریخی ایران، زندگی ایران قبل و بعد از انقلاب 1979 را به تصویر کشیده بود. کیفیت خطوط در این طرح ها وهم برانگیز و در عین حال روایت گرند که حاوی اغراق پر تمسخر چهره ها و در عین حال تمرکز تمام و کمال برجای گلوله در پیکرها و پاهای بریده شده. از منظر بیننده آمریکائی برخی معانی نادیده می نمایند، اما طعن گزنده علیه مقامات مذهبی و سیاسی به روشنی درآنها هویداست.

 

اکنون، تعداد هفتاد اثر از کارهای اردشیر محصص تحت عنوان " اردشیر محصص: هنر وطنز در ایران" که توسط هنرمندان شیرین نشاط و نیکی نجومی گردآوری شده اند در موزه و انجمن آسیا Asia Society and Museum در معرض عموم قرار دارند. از نظر زمانی با توجه به حضور برجسته  ایران در مباحث سیاسی انتخابات امسال ریاست جمهوری آمریکادشوار می­شد موقعیتی از این بهتر  پیدا کرد.

خانم نشاط و آقای نجومی که هر دو در ایران متولد شده اند و درحال حاضر در نیویورک زندگی میکنند، طرح های اردشیر محصص را نخستین بار در روزنامه های ایران قبل از انقلاب دیده بودند. آنها می­گویند بعد از نمایشگاه موزه هنر مدرن در سال 2006 - تحت عنوان " بدون مرز: هفده گونه شیوه نگریستن"، نمایشگاهی گروهی از آثار خانم نشاط ، مرجان ساتراپی و هنرمندانی دیگر از جهان اسلام در کنار آثار هنرمندان آمریکائی بیل وایولا Bill Viola و مایک کلی Mike Kelley که به خاطر ایجاد ارتباط­های ظاهری بین فرهنگ ها وسیعا مورد انتقاد قرار گرفت، لازم دیدند اردشیر محصص را بار دیگر به بینندگان غربی معرفی کنند.

 

خانم نشاط که فیلم ها و عکس هایش به مکاشفه در موقعیت زن در جامعه ایران می پردازد به ویژه شیفته طرح های اردشیر محصص از زنان است. در طرحی بدون عنوان در سال 1978، گل رز از چادر زن بیرون زده است،  انتهای ساقه در حفره بی چهره زن ناپدید شده است. طرح غافلگیرانه دیگر با عنوان " روز مادر" ( حدود 1980) ساقه تیغ داری را بجای گل به نمایش می گذارد. هر دو این طرح ها، مقاومت در مقابل سکوت تحمیلی  بر صدای زنان را فرا می خواند.

آقای نجومی نقاشی با سبک فیگوراتیو (پیکر گرا) با کاربرد نمادهای سیاسی فراوان در کارش می گوید که او طنز اردشیر محصص را به لحا ظ کاربرد وسیع سواد بصری و تاریخی در آثارش می ستاید که در آنها دومیه و سلسله قاجار به یک سان جا افتاده­اند.

بر خلاف کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در روزنامه های دانمارکی ، طرح های اردشیر محصص هیچ شورشی برنانگیخته­اند ، ولی همین طرح ها نظر پلیس مخفی مخوف شاه را در سالهای 1970 بخود جلب می کند. محصص پس از دریافت اخطارهای مکرر مقامات ایرانی به نیویورک نقل مکان می نماید. انتقال موقت او ولی بعد از انقلاب 1979 دائمی میشود.

نمایشگاه بطور موثری با سری طرح های " زندگی در ایران ( 78 - 1976)" آغاز میگردد. این مجموعه شامل بیش از 30 اثر ، سلسله قاجار ( 1925 - 1833) را به نمایش می گذارد، اما بطور آشکاری سلطنت محمد رضا شاه  (1941 – 1979) را به طنز می کشد. اعضای خاندان سلطنت در لباس های فاخر قاجاری با تهدید و خشونت جنبش ها را سرکوب می کنند.

هنرمندان، نویسندگان ، معلمین و آزاداندیشان در زمره سرکوب شدگان هستند. عناوین کنایه آمیز- " اعدام محکوم همزمان با مراسم جشن تولد شاه" برای مثال و یا " اعضای سمینار کنترل بارداری عکس یادگاری می گیرند."- در نقطه­ای شروع می­کنند که قلم محصص  متوقف می­شود.

یکی از بزرگترین و قویترین کارها ، صحنه عروسی را نشان میدهد در حالیکه یک کامیون نفت دیوار ها را در هم کوفته و بداخل صحنه وارد شده است. میهمانان ، برخی با چادر و دیگران با لباسهای غربی در مقابل این حادثه  بی حرکت به نظر میآیند. صحنه مسخره ایست مگر در مورد اجساد افتاده عروس و داماد و  حلقه­های طناب دار که از سقف آویزانند.

 

 

محصص اغلب جهت استناد به دلهره در صحنه اعدام ها و حوادث از عکس بهره می گیرد. او در یک مصاحبه در کاتالوگ نمایشگاهی تصدیق میکند که عکس جنایتکاران و مقتولین را جمآوری میکرده، عادتی که به زعم خودش از 7 یا 8 سالگی به آن عادت داشته. او همچنین عکس های سلسله قاجار را جمع آوری میکرد، که منبعی از کلاه­های جواهر نشان و پردار و نیم تنه های گلدوزی­شده برتن درباریان و غلامان برای هنر اوست.

 

 دربسیاری از طرح های بعد از انقلاب، محصص نماد ناخوشایندی را به کاراکتر های فردی خود میدهد. در طرح " نامه ای از شیراز" (1982) یک شخص عمامه بسررا در حال کشیدن تصویر پای قطع شده اش نشان میدهد، او از قلم قطع شده پا ها به عنوان پایه ای برای قدم پای خود استفاده میکند. صحنه باغ که آرایشی است به مثابه "بهشت زمینی" که در مینیاتورهای سنتی ایرانی بکار میرود، بدینوسیله آفرینش را با خود- ویرانی به وحدت میرساند.

 

در سالهای 80 بعد از ابتلاء به بیماری پارکینسون، محصص شروع به خلق کلاژهائی با استفاده ازفتوکپی عکسهای سیاه و سفید کارهای قبلی اش بویژه آثار مربوط به سلسله قاجار می نماید. او همچنین به سبک ساده تری روی میآورد و گروه هائی از پیکره های کوچک را با خطوط کناری میکشد. دراین سری اگر چه قلم او لرزان است، ولی صحنه های اعدام و شکنجه را با جزئیات تکان­دهنده­ای به تصویر می­کشد.

 

از اینکه کارهای محصص در روزنامه ها و مجلات و هم بر دیوار گالری ها ظاهر میشوند ممکن است غربیان  به همان سادگی  آقای محصص را پاسخ ایرانیان به سائول استانبرگ Saul Steinbergتلقی کنند. طرحهای او در نیویورک تایمز و همچنین نیشن و پلی بوی منتشر شده اند. با وجود این طرح های او چند وجهی تر از تصویرهای معمول درصفحه اظهار نظرهای مقابل سردبیر و ظریف تر از اکثر کاریکاتور های سیاسی است. در کارهای آقای محصص زیبائی نهفته در هنر سنتی رو در روی زشتی دیکتاتوری های پی در پی رژیم ها می­نشیند.

Text Box:  

“(1982) نامه ای از شیراز- آفرینش به خود- ویرانی می پیوندد ”  طرح از: اردشیر محصص
 
"اردشیر محصص: هنر و طنز در ایران" تا سوم آگوست در موزه انجمن  آسیا در معرض دید همگان قرار دارد.

 

725 Park Ave, 70th St. (212) 288-6400/ asiasociety.org 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

"بدون عنوان" (1978) طرح از: اردشیر محصص

طرح از: اردشیر محصص "زنده باد ملت" (1978)

 

“(1977) جنازه امام شهید هم امشب با هواپیما وارد میشود.  طرح از: اردشیر محصص

 

“(1982) نامه ای از شیراز- آفرینش به خود- ویرانی می پیوندد  طرح از: اردشیر محصص