مروری بر هنر اردشیر محصص  ( 3)

 
 

نیو یورک آبزروز - 3 ژوئن 2008

ایران، در دوردست، در طرح ها

اردشیر محصص، تبعیدی ساکن نیویورک، اولین نمایشگاه مروری آثارش را در انجمن آسیا برگزار می­کند

از:ماریو نِیوز،  برگردان: مهرداد آشنا

Sole survivor: A woman from <i>Life in Iran</i>.

 تنها بازمانده: زنی از مجموعه آثار " زندگی در ایران"                                                          ریچارد لی

                 

زمانی که نمایشگاه «اردشیر محصص: هنر و طنز در ایران» را در آسیا سوسایتی تماشا می­کنید، نمی­توانید از فکر کردن به اهمیت ایران در رویدادهای جهانی پرهیز کنید. و نه فقط به این خاطر که آقای محصص اهل ایران است. طنز ویژه او نسبت به فراز و نشیب­های سیاسی میهن اش شکاک است و این توصیف ملایمی از آن است. آیا محمود احمدی­نژاد از هنر بدونِ گذشتِ آقای محصص جان سالم به در می­برد؟

«هنر و طنز در ایران» که به همت شیرین نشاط، هنرمند ویدئو پرداز و نیکی نجومی، نقاش، برگزار شده، اولین نمایشگاه مجموع آثار آقای محصص در آمریکا است. خانم نشاط و آقای نجومی، هنرمندانی از تبار ایرانی، آقای محصص را یک گنجینه ملی می­دانند، و نه فقط به این خاطر که (اگر یک عبارت کهنه شده را وام بگیریم) او حقیقت را در باره قدرت بیان می­کند.

آقای محصص که متولد 1938 است، در رژیم پهلوی بزرگ شد. وی دانشنامه­اش در علوم سیاسی را در 1962 از دانشگاه تهران دریافت کرد و این دانش را در حرفه­اش که به عنوان یک هنرمند سرشناس در آن جا افتاده بود به کار بست. طرح­های او ـ کاریکاتور واژه زمختی ست ـ منظم در مطبوعات ایران منتشر شد و برای او پایگاهی با طرفداران مشتاق ایجاد کرد.

این طرح­ها توجه ساواک، پلیس مخفی شاه، را هم جلب کردند. طرح­های آقای محصص غالبا به عنوان تصاویر همراه مقاله­ها به کار می­رفتند و این از واقع­نگری نسبی آنها حکایت می­کرد. قلم سخت­کوش آقای محصص نیز این را تأیید می­کرد. هر گونه ابهام در آثار او از بالاترین ظرافت برخوردار بود. آقای محصص حرف­های زیادی برای گفتن داشت.

ساواک هم بر همین نظر بود. پس از اخطارهای مکرر برای تعدیل یا، بهتر از آن، دست کشیدن و پایان دادن به کار، آقای محصص ایران را با هدف تبعید موقت ترک گفت ـ حداقل این طور در نظر داشت. انقلاب ایران در 1979 قصد بازگشت را منتفی کرد. در بی اعتبار کردن آقای محصص، حکومت الهی احتمالا از شاه هم سخت­گیرتر می­بود. این هنرمند از 1976 به بعد در نیویورک اقامت داشته است.

از طرح­های آقای محصص پیش از ورودش در آمریکا تنها چند طرح انگشت شمار به نمایش گذاشته شده­اند. یک دفتر طراحی اثر 1960 تکه­تکه کردن بوروکراتیک مردی را به نمایش می­گذارد ـ ویلیام استایگ را منهای جذابیت پیزوری در نظر بگیرید. در جایی دیگر، طرح­های سیاه قلم که از معنای نسبتا آشکاری برخوردار هستند، در کپه انبوهی از خطوط درهم ساخته و پرداخته شده­اند. تصویر دیگری وجود دارد که در سال 1977 به همراه اظهار نظری در تایمز با عنوان «سیاست آمریکا، و اسرائیل» مورد استفاده قرار گرفته است.

این آثار کپی هستند. اصل آنها از دست رفته است. بسیاری از طرح­های پیش از تبعید او در مخفیگاه­ها هستند، یا حداقل اینطور فرض می­شود، یا این که نابود شده­اند. هر گونه امیدی به این که مجموعه­داران آثار او را به امانت بدهند در اثر تحریم آمریکا و تلافی احتمالی دولت ایران بر باد رفته است. نقد هنری، اینطور که معلوم است، گاهی می­تواند پیامدهای شدیدی داشته باشد.

ورود آقای محصص به آمریکا نه قدرت کار او را کاهش داد و نه گزندگی او را. فاصله جغرافیایی، اگر هم تأثیری داشت، بر وضوح بیشتر نگرش انتقادی او اثر گذاشت. نتیجه، طرح­هایی کوبنده­تر و به طرز غریبی شورانگیز بود. ظرافت شیوه، چه تصویری و چه سیاسی، در آنِ واحد خشم را در برگرفت و تقویت کرد. آقای محصص به شاعری نامحتمل بدل شد. پرداختِ او سبک­تر و برنده­تر شد.

بدنه اصلی نمایشگاه به مجموعه­ای از طرح­ها اختصاص دارد که با هم زندگی در ایران (1978 ـ 1976) عنوان گرفته­اند. شخصیت­های آقای محصص قدیمی­تر از دوره پیش از شاه و انقلاب ایران هستند ـ فضای تصویری در زمان سلسله قاجار است که بین 1794 و 1925 بر ایران حکومت می­کرد. جنازه­های متحرک و مستبدان پف­کرده در طرح­های او، که جامه­های نامتعارف و غالبا به طرز احمقانه­ای پرنقش و نگار به تن دارند، با جسم­هایی وارفته و سنگین طوری شق و رق می­ایستند و ژست می­گیرند که انگار موضوع عکسی رسمی هستند.

قرار دادن زرق و برق و آداب و رسوم منسوخ به جای رویدادهای معاصر ممکن است نوعی گریز به شمار آید، اما فقط به درون­مایه بی­نظیر آقای محصص استحکام می­بخشد: نخوت قدرت. با عبور از تاریخ، او جهان­شمولی، پیوستگی و گریزناپذیری از سرکوب بی­قیدوبند را دوباره بیان می­کند. این یک حقیقت آزموده شده است، اما بهترین هنرمندان آن قدر کلیشه را صیقل میدهند، آن را بزرگ می­کنند و بازپس می­گیرند تا  از نیروی کشف حقیقت برخوردار ­شود. آقای محصص یکی از این هنرمندان است.

عوامل موضوعی ثابتی در هنر آقای محصص وجود دارد. ناشناس ماندن اتفاق نظرِ عوام؛ خشونت فراگیر ؛ بی­رحمی وسیله تفریح؛ و آن بدگمانی که قدرت نامحدود به بار می­آورد. «مردم» ـ تظاهرکنندگان، امام­ها، قاضی­ها و شهروندانی که آموزش جلوگیری از بارداری دیده­اند ـ با گلوله سوراخ سوراخ شده­اند. «صلح، عدل، حقیقت، برادری و آزادی» پیش از اعزام به زندان تحقیر می­شوند. اعدام هدیه جشن تولد پادشاه است. آقای محصص با استقلالی شگفت­انگیز ناظر این صحنه­های گزنده است.

خط آقای محصص زیبا و گزنده است. بدن ها گوشتالو و خسته و کوفته هستند. کاریکاتورهای او بی­رحم و بی­ملاحظه هستند، چه از ستم­گرباشند چه از ستم­دیده (او می­گوید: «شاید من هر دو را به یک اندازه مسئول می­دانم.») آقای محصص را می­توان با دُمیه، توماس ناست، جرج گرُس، سو کُو مقایسه کرد و آثار او حاوی برخی از تفنن­خواهی­های سُل استاینبرگ است، هرچند سیاست اجتماعی بر آنها سایه انداخته است. هنر ایرانی عمدتا دقت در استفاده از ابزار  است.

از قریحه­های آقای محصص یکی هم طنز ماهرانه­ی­ او در اعتبار بخشیدن به عناوین در آثارش و یا از سکه انداختن آنها است. شکاف بین شرح و تصویر در آنِ واحد وسیع و نامحسوس است. نزدیک­ترین طرح از این نوع شاید «بزرگترین نقاش دربار در حال انجام مهمترین وظیفه­ در بین فعالیت­های هنری خود» باشد ـ این وظیفه تزئین کردن قالب گچی است که پادشاه بر پایش دارد. ایجاز در پرداخت دلقک­بازی رشتی را به راحتی به ثمر می­رساند.

در اوایل دهه 1980 پزشکان تشخیص دادند که آقای محصص از بیماری پارکینسون رنج می­برد (تازه­ترین طرح به تاریخ 2000 است). از آن پس او به تکرار کلاژهای دادائیستی و کشیدن طرح­های دلنشین نوع نیویورکری از ملاها پرداخته است. اما «زندگی در ایران» هدیه او به تمام عصرها است. خانم نشاط و آقای نجومی کوشش زیادی کرده­اند تا این هنر همان­قدر به فرهنگ جهانی مربوط و با ارزشی بی بها برای آن باشد که برای مردم ایران است.

«اردشیر محصص: هنر و طنز در ایران» تا 3 آگوست در آسیا سوسایتی، 725 پارک اونیو، ادامه خواهد داشت.

mnaves@observer.com