|
نگاه رمزآفرین تصویرگر ایرانی
اردشیر محصصِ:
هنر وطنز در ایران
وال استریت
ژورنال ، 19 ژوئن
نیورک، انجمن آاسیا تا سوم
اوت 2008
ملیک کیلان
برگردان: رزا
فخرائی
با نگاهی کوتاه به اولین تصاویرنمایشگاه دلتان فرومیریزد. به نظرتان با
مجموعه خشنی مواجه خواهید شد.
طرحهایی مرکبی بر روی کاغذ، تصویرگر شهدایی کفن پوش که پیکرشان با
گلوله سوراخ سوراخ شده ،
صحنه هایی پرازدحام از اعدام در ملاء عام - فریادی ازته دل برعلیه استبداد.
بی شک خیلی مهم اند. می توانید زود نمایشگاه را ترک کنید ولی
اینکاررا نمی کنید وواقعا نباید بکنید.
با نگاهی دوباره بی درنگ درمی یابید که این اثار سزاوار بررسی دقیق
تری هستند.
بعنوان مثال طراحی مورخ 1978 با عنوان" « تظاهرات شهدای امروز در احترام به
شهدای آینده » " را در نظر بگیرید.
درسمت چپ گروهی از زنان چادری با صورتهایی شبیه به عروسکهای روسی
دردرون آتش می سوزند. شعله
های این آتش که کاملا شبیه به پرهای دم طاووس اند به نظرنمایشی می آید.
از طرف راست گروهی ازمردان حدود 20 نفر که با گلوله سوراخ سوراخ شده
اند و تعدای از آنها عمامه بسردارند همچون آدمهای بی اراده در حال ورود به
آتش هستند. هنرمند چهره این مردان را با کمال دقت نقاشی کرده و به هرکدام
شخصیتی مجزا داده است. اگر
فرض کنیم که این دقت کاملا عمدی بوده است پس هنرمند شخصی ست زیرک و باهوش.
او شهدا را نیز ماهرانه نقد می کند.
درحالیکه زنان نمایشی و بی هویت میمیرند، مردان به چشم اینده گان می
آیند و هیچکدام ازسرنوشت خود گله ای ندارند.
این شهید پروری عمدی هنرمند با ظرافت تمام احساس ناراحتی را در شما
برمی انگیزد.
این هنرمند اردشیر محصص است.
تصویرپردازسیاسی تقریبا فراموش شده ای که هنوز نسل ایرانیانی که در زمان
شاه میزیستند او را محترم میشمارند زیرا او جنایات رژیم شاه را افشا کرد و
سپس در تبعید تاریخچه ای از بدترین وحشیگیریهای رژیم جدید را درنشریات
خارجی منعکس کرد.
نمایشی از مجموعه آثار او به اهتمام هنرمندان مشهور ایرانی تبار، شیرین
نشاط - ویدیو پرداز و همکارش نیکی نجومی درانجمن آسیا در نیویورک تا تاریخ
سوم اوت برگزارگردید.
اقای محصص متولد سال 1938 است.
زندگیش مانند طرحهایش پرازماجرا بوده است. در دوران سلطنت شاه به
طورغیرمستقیم ولی آشکار تصاویری عجیب به
نمایشگاه به دو قسمت تقسیم میشود.
سالهای قبل از انقلاب 1979 و سالهای حکومت جمهوری اسلامی.
از سال 1971 تصویر شخصی را میبینید بی سربا ردایی با شکوه که سرش با
ریش و چشمانی زل و روشن در پایین بین دو پایش قرارگرفته و نقش و نگار روی
ردایش تصاویر صورت ، گوش و طوفان را به بیننده القاء می کنند.
در این اثر بدیع خوفناک ودرعین حال زیبا میتوان جنگلی انبوه
ازاستعاره های گوستاو مورو، اودیلون ردون و حتی اوبری بردزلی را تشخیص داد.
او از پوشش آراسته برای تحمیل وتحمل شقاوت به مقدار زیاد سود جسته است. در
طرح ها قربانیان و نیز شکنجه گران به یکسان چهره هائی نمایشی دارند.
اثری به سال 1977 ، یک گروه هرمی شکل از آخوندهای تیرخورده و چشم
بسته را نشان میدهد، زمانی
که شاه مذهبیون مخالف خود را سرکوب می کرد. ملاهای تیرباران شده در این اثر
طوری چیده شده اند که گوئی برای عکسبرداری جلو دوربین نشسته اند.
آیا این قربانیان بطوراغراق آمیزی فرهنگ شهید پروری را همانگونه که
در ایران است ، نشان نمیدهند؟
در کاتالوگ نمایشگاه از قول هنرمند نوشته شده که شاید اوهم ظالم و
هم مظلوم را بطورمساوی مقصرمی داند. طرحها ظاهرا نشان میدهند که در چنین
فرهنگی نقشها هرلحظه می توانند برعکس شوند.
لباسها عوض میشوند ولی ستمگری مرسوم ادامه خواهد داشت ، همانطور که
در واقع در انقلاب اتفاق افتاد.
کاملامشهود است که دانش گرافیک هنرمند فوق العاده است ، ولی درکاتالوگ
نمایشگاه وشرح مختصر روی دیوارها این را نمی بینیم.
شاید به این خاطر که برگزاری این نمایشگاه برعهده هنرمندان بوده نه
متخصصین امر. طرحهای قاجاریاد آورعکسهایی قدیمی صحنه های شکاردوران حکومت
انگلیسی درهند هستند.
طرحهایی دیگر مجالس گردهمایی علمی روسیه را منعکس میکنند.
مطمئنا اینها معانی خاصی دارند.
طرحها با حمله بیماری ام اس به هنرمند به تدریج
کم شمارترو پراکنده ترمیشوند. از آن پس اخوندها درایران همچنان به
کمدی حکومت ستمگرانه خود ادامه میدهند.
با وجود این نگاه هنرمند هرگزبه سستی و یاس نمی گراید.
این شاید به خاطر انتخاب برگزارکنندگان این نمایشگاه باشد.
در خاتمه به نظرمی آید که ایرانیان از اینکه چنین هنرمند بزرگی
دارند واقعا باید به خود افتخار کنند بی آنکه از ژرف نگری او به آنها آرامش
خیالی بدهد.
[شرح
تصویر:] ریچارد لی
«تظاهرات شهدای امروز به احترام شهدای فردا» (1978) نقد زیرکانهی اردشیر
محصص از شهادتخواهی به عنوان یک ابزار سیاسی است. |